برای مسئولان وزارت ورزش تخصص و سابقه کاری کمترین اهمیت را دارد و در انتصابات وزارت ورزش، رابطهها برخلاف ضابطهها حرف اول را میزند.
حرکت لاکپشتی فوتبال در مسیر حرفهای شدن در شرایطی است که فوتبال کشورمان تنها در رقم قراردادها حرفهای شده است، طوری که باشگاههای آماتور به بازیکنان و مربیانشان پول حرفهای میدهند.
سوءاستفادههای مالی گسترده در باشگاههای دولتی مانند استقلال و پرسپولیس در شرایطی است که کشور وضعیت سختی از نظر اقتصادی دارد و با توجه به کاهش فروش نفت، دولت حتی برای تأمین مالی یارانه ماهانه دچار مشکل است.
ضروری است صداوسیما نسبت به برخورد با چنین مجریانی حساستر از گذشته عمل نکند و اجازه ندهد مجموعهای که قرار بود دانشگاه باشد، به محلی برای سخره گرفتن سرمایههای ملی کشور تبدیل شود.
نگاه تزئینی مدیران وزارت ورزش، فدراسیون فوتبال و باشگاهها به مقوله مهمی به نام فرهنگ و اخلاق بايد تغییر کند و ضروری است که در این زمینه به جای برنامهریزیهای پیشپاافتاده باید به سمت فعالیتهای عمیق فرهنگی و اخلاقی در فوتبال رفت.
وضعیت قرمز تیم فوتبال امید خروجی مستقیم مدیران فدراسیون فوتبال است، مجموعهای پر از سوءمدیریت و مدیران اشتباهی که با تصمیمات خلقالساعه فوتبال را به چنین جایگاهی رساندهاند که امروز امیدها کمترین شانس را برای به رسیدن به المپیک دارند.
عدالت جدیترین مطالبه قهرمانان از وزارت ورزش است. اینکه مدالآوران را به یک چشم ببیند و به زحماتی که این ورزشکاران برای کسب مدال میکشند به یک اندازه توجه و از آنها حمایت شود.
اولین قدم در راه کنترل و تسویه بدهیها که امروز سبب شده باشگاه استقلال در آستانه حذف از آسیا قرار بگیرد، جلوگیری از بستن قراردادهای بیضابطه و بدون هیچ متر و معیاری با بازیکنان و مربیان است.
با توجه به رخدادهای تلخی که ورزش کشور را در دو هفته اخیر متأثر کرده، لازم است در قدم اول با مقصران مرگ عماد و به کما رفتن آرمان از بالاترین سطح تا پایینترین رده بدون اغماض برخورد شود.
در حالی مربیای مثل کولاکوویچ از یک درگیری نسبتاً کوچک که روح ورزش را لکهدار کرده، ابراز ناراحتی عمیق میکند که نمونههای چنین واکنشهایی را در بین مدیران و مربیان رشتههای مختلف که با چنین حواشی روبهرو شدهاند، کمتر مشاهده کردهایم.
با توجه به بیتفاوتی وزارت ورزش و فدراسیون فوتبال نسبت به مرگ عماد شش ساله به نظر میرسد قوه قضائیه باید ورود جدی نسبت به این حادثه تلخ داشته باشد و با ریشهیابی و معرفی متخلفان اجازه ندهد که خون عماد پایمال شود.
سرمربی حرفهای مانند کالدرون با صحبتهایش به ما تلنگر میزند که در مبارزه با بیاخلاقیها چقدر لنگ میزنیم و به ما یادآوری میکند که موفقیتهای فنی را نباید قربانی بیاخلاقی کرد و اخلاق جایگاه بالاتری از کاپهای قهرمانی دارد.
اگر از قهرمانانی مانند ملایی به اندازه موفقیتها و از خودگذشتگیهایشان حمایت میشد، امروز شاهد آن نبودیم که ورزشکار کشورمان در دام توطئه صهیونیستها بیفتد و در پازل آنها بازی کند.
از مهدی تاج رئیس فدراسیون فوتبال به عنوان نماد یک مدیر دولتی که تنها به عنوان مدیر هزینه شناخته میشود، نمیتوان انتظار داشت که به زیرساختهای فوتبال ایران که سالهاست مغفول مانده سروسامان بدهد و امنیت را به ورزشگاه ها بیاورد.
یک مدیر یا مربی بیشتر از آنکه توجهی به آموزش اخلاقمداری و مرام پهلوانی به ورزشکار داشته باشد، از او مدال و قهرمانی می خواهد و چنین مسئلهای حاکی از چربش ورزش قهرمانی بر ورزش پهلوانی در بین متولیان ورزش است.