سعید احمدیان/ خبرگزاری ایرنا- «خروجی این همه هزینه کجاست؟ چه گلی بر سر ورزش ما زدهاند که هزار میلیارد، هزار میلیارد هزینه میکنند؟ چرا از بیتالمال و بدون حساب و کتاب خرج میکنند؟» این آخرین واکنش جامعه به آخرین ناکامی فوتبال بود.
پس از عدم موفقیت در ردههای ملی و باشگاهی، بازیهای آسیایی ناگویا آخرین سکانس از ناکامی فوتبال بود، رشتهای که با هزینههای چندهزار میلیاردی سالانه در رده ملی و باشگاهی پرخرجترین رشته ورزش ایران است. با وجود این هزینههای کلان که اکثر از بودجه عمومی کشور و بیتالمال پرداخت میشود، اما بیش از ۳۵ سال از آخرین موفقیت فوتبال ایران در آسیا میگذرد.
هر چه جلوتر میرویم خرجها و قراردادها فوتبال بیشتر سر به فلک میکشد اما نه تنها این ریختوپاش خروجی برای ورزش کشور نداشته است، بلکه هر سال که جلوتر میرویم، ناکامیهای فوتبال چه در باشگاهی و چه ملی بیشتر از قبل میشود!
این را بگذارید کنار موفقیتهای رشتههای منهای فوتبالی، رشتههایی که با یک هزارم بودجهای که خرج فوتبال میشود، هزار برابر بیشتر موفقیت و مدالآوری داشتهاند، از جهانی و المپیک گرفته تا قهرمانی آسیا و آسیایی. آخرین آن هم بازیهای آسیایی ۲۰۲۶ ناگویا بود. ۵۲ مدال خوشرنگ در ناگویا توسط ورزشکاران ایرانی کسب شد که سهم فوتبال صفر بود. پس از برنز ۲۰۰۶ دوحه، در ۵ دوره اخیر فوتبال دستاوردی نداشته است.
فوتبال با وجود نداشتن دستاورد قابل توجه در باشگاهی و ملی، هزینههایش رشد خیرهکننده و نجومی داشته است، این در حالی است که رشتههای مدالآور با وجود موفقیتهای قابل توجه، رشد بودجه خیرهکننده و نجومی نداشتهاند. این نوع نگاه در مدیریت ورزش کشور منتقدان زیادی داشته، آخرین آن هم علیرضا دبیر بود، رئیس فدراسیون کشتی که پس از ناکامی فوتبال در ناگویا که با شکست پرگل مقابل کرهشمالی رقم خورد، از مسوولان خواست که تکلیف فوتبال را مشخص کند.
به گفته او نمیشود هزینهها برای فوتبال باشد اما آن سو نتیجه و مدال از ورزشهای دیگر خواسته شود. حالا که بازیهای آسیایی تمام شده است و نوبت حساب و کتاب با فدراسیونها بابت نتایجی که در ناگویا گرفتهاند، رسیده، میتوان تکلیف فوتبال را هم مشخص کرد.

البته که در تمام دنیا، هزینهها و درآمدهای فوتبال با فاصله زیاد نسبت به ورزشهای دیگر بیشتر است، به خصوص که فوتبال تبدیل به یک صنعت پولساز شده که قیاس آن با ورزشهای دیگر معالفارق است. با این حال به این پرداخته نمیشود که فوتبال در دنیا به جز کشورهای عربی که با توجه به اقتصاد نفتی و درآمدهای نجومی، هدفهای دیگری از هزینه در فوتبال دنبال میکنند، در اکثر دنیا فوتبال خرج خودش را در میآورد.
اگر هزینهای میشود، از خزانه دولت نیست و غیر دولتی است. هزینه و سود آن به جیب بخش غیردولتی میرود و آنها با توجه به دخلی که دارند، چرتکه میاندازند و برای خرج کردن دست در جیب میکنند. موفقیت بیشتر، درآمد بیشتر میآورد و وقتی درآمد بیشتر شود، توان تیم برای خرج هم بیشتر میشود.
فوتبال ایران اما نقطه مقابل فوتبال دنیاست، رشتهای که چه در رده باشگاهی و چه ملی، هزینههای آن را دولت میدهد، از جیب همان هوادار و قراردادهای نجومی فوتبالیستها که بدون ذرهای موفقیت، هر سال نجومیتر میشود.
البته که نباید از این مسئله گذشت که فوتبال ایران برخلاف همه جای دنیا از منبع اصلی درآمد یعنی حق پخش تلویزیونی محروم است. با این حال فارغ از راههای بسته و سخت درآمدزایی، فوتبال ایران، باید دوران هزینههایی که خروجی برای ورزش کشور ندارد، تمام شود.
این خرجها با گشادهستی بانکهای خاص و پتروشیمی و مجموعههای فولاد کشور سبب شده که فوتبال تبدیل به یک حیاط خلوت برای سوءاستفادههای گسترده مالی شود. آن هم در شرایطی که همانطور که اشاره شد، هیچ دستاورد ملموسی هم این خرجهای چند هزار میلیاردی که فوتبال روی دست دولت گذاشته است، ندارد.
به همین خاطر همانطور که رئیس فدراسیون کشتی گفت باید تکلیف فوتبال را مشخص کرد. در قدم اول فوتبال باید به سمت شفافیت مالی برود و هزینههایی که در این رشته در بخشهای مختلف مانند قراردادهای بازیکنان میشود، باید برای عموم منتشر شود.
بدون شک وقتی فوتبال در یک اتاق شیشهای قرار بگیرد و برخلاف امروز، نورافکنهای نظارتی روی آن روشن باشد، هزینهها به اندازه و در سر جایش خواهد بود و آن زمان میتوان انتظار خروجی و دستاورد مثبت و موفقیت هم از فوتبال داشت.

گویا فدراسیون فوتبال هم سعی در اجرای فیرپلی مالی در فوتبال ایران دارد، تصمیمی که قابل تقدیر است. حرفهای دیروز مهدی تاج در سمینار سالانه افسران مجوز حرفهای باشگاهها امیدوارکننده بود. او گفت: «در بحث دخل و خرج باید کاهش زیان انباشته را داشته باشیم. همه باشگاهها دارای زیان انباشته هستند و باید جلوی زیان عملیاتی را نیز بگیریم. باشگاهها باید هزینههای خود را کاهش دهند و باید مانع زیاندهی خود در هر فصل شوند. باشگاهها باید از طریق سایر منابع درآمدی درآمدهای خود را افزایش دهند و وابستگی به شرکت مادر مالک را به ۶۰ درصد کاهش دهند.شفافیت مالی از مهمترین الزامات مجوز حرفهای است. مهمتر از همه این است که باشگاهها باید صورتهای مالی خود را افشا کنند. اگر اعلام میکنیم هزینههای باشگاه فلان مبلغ بوده و میزان زیان نیز مشخص است، مردم باید بتوانند این اطلاعات را ببینند و مطالبهگر باشند. بنابراین باید صورتهای مالی و سود و زیان باشگاهها به هر طریق ممکن افشا شود.»
البته باید امیدوار بود که این وعدهها در حد گفتاردرمانی نماند و عملی شود. افشای صورتهای مالی باشگاهها و شفافیت مالی در جهت اینکه دانستن حق مردم است، میتواند مدیران فوتبال را نسبت به قدمهایی که پس از آن در فوتبال برمیدارند، محتاطتر کند تا بساط هزینههای بدون موفقیت جمع شود.