روزنامه‌نگار ورزشی 09:31 - 1405/07/05
آسیب‌شناسی حذف تکراری امیدها در گفت‌وگو با مجید جلالی

سیستم اداره فوتبال باید دگرگون شود

کارشناس و مربی فوتبال کشورمان معتقد است تکرار ناکامی تیم امید در بازی‌های آسیایی 2026 ناگویا، خروجی سیستم ناکارآمد اداره فوتبال است که باید دگرگون شود.

سعید احمدیان/ خبرگزاری ایرنا- بازی‌های آسیایی 2026 ناگویا، شاهد ثبت یک اتفاق تکراری برای فوتبال بود. تیم فوتبال امید مانند جاکارتا و مانند دوره قبل‌تر از آن در اینچئون از مرحله گروهی بالا نیامد و همان ابتدای کار از مسابقات حذف شد.

در ناگویا پس از یک برد مقابل امارات و یک تساوی برابر چین، یک شکست پرگل برابر کره‌شمالی، پرونده امیدها را بست تا بلیت بازگشت آنها به ایران مانند چند دوره پیش این بار هم در پایان مرحله گروهی رزرو شود.

در گفت‌وگو با مجید جلالی کارشناس و مربی فوتبال کشورمان به واکاوی تکرار حذف زودهنگام امیدهای فوتبال در بازی‌های آسیایی پرداختیم.

آقای جلالی! تیم فوتبال امید در ناگویا هم در همان مرحله گروهی از بازی‌های آسیایی از دوره مسابقات حذف شد، این بار البته با شکست عجیب مقابل کره‌شمالی. از سوت پایان بازی با کره‌شمالی شروع کنیم.

حذف تیم امید یک اتفاق غیرمنتظره نبود و کاملا قابل پیش‌بینی بود. هر کارشناس زبده فوتبال با توجه به روندی که این تیم طی کرده، می‌توانست این پایان را پیش‌بینی کند. شما به مسیری که این تیم در نوع انتخاب مربی، دوره آماده‌سازی و مسائلی دیگر که برای موفقیت یک تیم در یک رقابت لازم است، نگاه کنید، می‌بینید که این روند نمی‌توانست ختم به موفقیت شود. تیم امید باز هم با یک انتخاب دقیقه نودی و چند ماه مانده به آغاز بازی‌های آسیایی، دوره آمادگی ۴ ساله را از دست داد. به لیست تغییر مربیان نگاه کنید، در ۴ سال گذشته این تیم سه مربی داشته است و چیزی به نام ثبات در این تیم معنا ندارد. همه اینها هم وقتی کنار هم گذاشته شود، یک معادله ساده است که حل آن سخت نیست و ما را به این نتیجه می‌رساند که امید به موفقیت این تیم یک سراب بود.

یک مسیر تکراری که در چند دوره گذشته هم طی شده، این بار هم همان راه را رفتیم و قطعا نمی‌توانستیم انتظار داشته باشیم که یک خروجی متفاوت را شاهد باشیم.

آسیب‌شناسی حذف تکراری امیدها؛ جلالی:«سیستم اداره فوتبال باید دگرگون شود»

 

به این دور تکراری اشاره کردید و نتایجی که دیگر کسی از رقم خوردن آن تعجب نمی‌کند. چرا این چرخه متوقف نمی‌شود. چرا درس گرفته نمی‌شود، چرا اصرار به تکرار به رفتن به یک راه اشتباه؟ این چرخه چرا قرار نیست متوقف شود.

این یک علامت سئوال بزرگ است. این سئوال را شاید اکثر اهالی فوتبال بپرسند که چرا یک سری اشتباه مشابه مدام در حال تکرار است و هر بار هم سبب می‌شود که فوتبال ایران بیشتر تحقیر شود. این باید بگویم که هر بار که کارشناسان از دلایلی که این ناکامی را رقم زده، صحبت می‌کنند اما در فدراسیون فوتبال و مجموعه‌ای که تصمیم می‌گیرد، انگار این مسائل جدی گرفته نمی‌شود. چرا یک بار هم یک نشست آسیب‌شناسی که همه دلسوزان و منتقدان دعوت شوند، گذاشته نمی‌شود تا به صورت ریشه‌ای به این مشکل پرداخته شود. چرا ناکامی تکرار می‌شود؟ چون به دنبال راهکار و تغییر مسیری که برای تیم انتخاب می‌کنیم، نیستیم. هیچ وقت نشده که بیاییم عوامل ناکامی را رصد کنیم و برای آن راهکار پیدا کنیم. یک سئوال ساده! چرا باید این تیم با توجه به فرصت چند ساله‌ای که برای آماده‎‌سازی دارد، آن همه فرصت از دست برود و مربی ۲ ماه مانده به مسابقات تعیین شود؟

البته در خارج از مجموعه فوتبال هم می‌بینیم که هر بار پس از کسب یک نتیجه ضعیف، کمیته آسیب‌شناسی تشکیل می‌شود. آن نشست‌ها اغلب صوری است و برای اینکه به افکارعمومی بگویند که ما هم هستیم و حواس‌مان هست و به نوعی برای آرام کردن جو است.

آسیب‌شناسی حذف تکراری امیدها؛ جلالی:«سیستم اداره فوتبال باید دگرگون شود»

 

وقتی یک اشتباه و یک اتفاق تکرار می‌شود و اراده‌ای به اصلاح نیست و از مجموعه فدراسیون فوتبال تا نهادهای نظارتی خارج از مجموعه نسخه‎‌هایشان برای تغییر این روند جواب نمی‌دهد، چه کار باید کرد که ۴ سال بعد در بازی‌های آسیایی ۲۰۳۰ دوحه، حذف تیم امید تکرار نشود؟ چه نسخه‌ای برای آن می‌پیچید؟

فوتبال ایران به یک بازنگری کاملا اساسی احتیاج دارد. شما نگاه کنید در یک دهه گذشته، در ۱۵ سال اخیر برای تیم امید مربیان مختلفی آمده‌اند و رفته‌اند، از مربی بزرگ داخلی تا مربی خارجی با کارنامه قابل قبول؛ اما همه این راه‌ها و این برنامه‌ها به نتیجه ختم نشد. بازی‌های آسیایی ۲۰۰۶ دوحه آخرین دوره‌ای است که روی سکو رفتیم و ۲۰ سال است که فوتبال در حسرت مدال در این رقابت‌‎ها است.

در چنین شرایطی باید دایره دلایل ناکامی را بزرگتر کنیم. اینکه اگر امروز در ناگویا به کره‌شمالی می‌بازیم و حذف می‌شویم، مشکل را باید فراتر از داخل زمین و روی نیمکت، ببینیم و بررسی کنیم. معتقدم سیستم اداره فوتبال ما را به اینجا رسانده است. اینجا به اساسنامه فدراسیون فوتبال می‌رسیم. اداره فوتبال کاملا فنی و تخصصی است اما در اساسنامه طوری نوشته شده است انگار اداره فوتبال یک روش اداری است. مدل مدیریتی فوتبال با توجه به اساسنامه‌ای که نوشته شده و مدیرانی که بر اساس آن سر کار می‌آیند، یک روش اداری و اجرایی است.

آسیب‌شناسی حذف تکراری امیدها؛ جلالی:«سیستم اداره فوتبال باید دگرگون شود»

 

خروجی این اساسنامه که زیربنای مدیریتی فوتبال است اینطور است که جلسات و نگاهی که در مجموعه فوتبال وجود دارد، یک نگاه اجرایی است و هیچ‌وقت نگاه درباره کیفیت بحث نمی‌شود، وقتی کیفیت و نگاهی فنی جایی در تصمیمات نداشته باشد، برنامه‌ای که تدوین می‌شود، هم موفقیت به دنبال ندارد. همه چیز در کمیت و آمار و اعداد تعداد مسابقات و لیگ‌ها خلاصه می‌شود. شما یک بار یک خروجی از سیستم مدیریتی فوتبال دیده‌اید که به صورت کیفی به رقابت‌های فوتبال پرداخته شده باشد و یک خروجی فنی از آن بیرون بیاید. باید اساسنامه و مدیریت فوتبال به سمتی برود که نگاه فنی به این فوتبال اضافه شود و براساس آن برای این رشته برنامه‌ریزی شود و تصمیم‌گیری کنیم.

به ضرورت غالب شدن نگاه فنی و تخصصی بر نگاه اداری و اجرایی در فوتبال برای عبور از این شرایط تاکید کردید. حالا اگر بخواهیم از همان نگاه فنی که اشاره کردید نگاه کنیم، چه فاکتورهایی باید تقویت شود تا یک اشتباه را تکرار نکنیم.

باید به آموزش اشاره کنم. بزرگترین مشکل ما آموزش است. آموزش محور توسعه است. این آموزش یک دایره گسترده را در برمی‌گیرد، از مدیران و مربیان گرفته تا بازیکنان. توسعه آموزش وقتی مورد توجه قرار نگیرد، در رده‎‌های مختلف فوتبال از باشگاهی گرفته تا ملی، نباید انتظار داشته باشیم که خروجی آن موفقیت باشد.

آسیب‌شناسی حذف تکراری امیدها؛ جلالی:«سیستم اداره فوتبال باید دگرگون شود»

 

و ادامه مسیر با این دست‌فرمان سبب می‌شود، از استعدادهایمان نتوانیم نهایت استفاده را ببریم، در همین تیم امید که به ناگویا رفت، بخواهیم مثال بزنیم، می‎‌بینیم که به بازیکنان به صورت تک به تک نگاه کنیم، دست حسین عبدی پر بود اما وقتی کنار هم قرار گرفتند، خروجی آن یک تیم خوب نبود و این باعث شد تا این نسل هم مانند نسل‎‌های دیگر بسوزند!

قطعا، ما نه تنها بازیکنان را می‌سوزانیم، بلکه مربیان را هم با سیستمی که بر فوتبال ما حاکم است، از رده خارج می‌کنیم و آنها را هم می‎‌سوزانیم. تیمی که در ناگویا بود، همان‌طور که اشاره کردید، به صورت انفرادی بازیکنان خوبی داشت اما تیم‌سازی فرایند خودش را دارد و باید استانداردهای آن را داشته باشیم. ممکن است یک تیم ستاره نداشته باشد اما وقتی فرایند تیم‌سازی به خوبی طی شود، یک تیم خوب شکل بگیرد و برعکس هم می‌تواند رخ بدهد مانند اتفاقی که برای ما می‌افتد، بازیکنان خوب اما خروجی تیمی خوبی نداریم. وقتی فرصت آماده‌سازی کم باشد، وقتی زمان را از دست بدهیم، اردوها و تمرینات ناکافی کنار هم قرار بگیرد، تیم هم شکل نمی‌گیرد. در بازی تیم امید در ناگویا کاملا روند بازی تیم نشان می‌داد که تیم شکل نگرفته بود و آنها یک تیم نبودند و جزیره‌های جدا افتاده بودند.

لینک گفت‌وگو در خبرگزاری ایرنا